مرتضى مطهري

136

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

محبت از او شروع مىشود و يك وقت از طرف كسى شروع مىشود كه محبت او پاسخ ده است . حق حكومت خانوادگى : 31 . عطف به نمرهء 29 بند ب ، اشكال را اين گونه بايد تقرير كرد : انسان ، خواه مرد و خواه زن ، خودخواه و طالب تسلط بر ديگران آفريده شده است . از اين رو انسانهايى كه نوعى ارتباط و اشتراك در زندگانى باهم پيدا مىكنند طبعاً هركدام مايلند كارى كنند خود را بر ديگرى يا ديگران مسلط كنند و او را تحت فرمان و اطاعت خود درآورند ، خود را قهرمان و او را ضعيف گردانند . آنگاه در عمل يا يكى ديگرى را مطيع مىكند و يا آنكه شركت بهم مىخورد و دو قطب يكديگر را طرد مىكنند ، مانند دو نفر كه فى المثل شركتى تجارتى يا فنى تشكيل مىدهند . اينجاست كه اخلاق و قانون دخالت مىكند و به مبارزه با حس خودخواهى افراد برمىخيزد و هر فرد را قانع مىكند به اينكه از ارادهء تسلط بر ديگرى دست بكشد و به برابرى و تساوى با ديگرى تن دهد . نوع حكومت و تسلط هريك از زن و مرد بر يكديگر : زن و مرد نيز به حكم اينكه بشرند همين طبيعت را دارند . هركدام از اول مىخواهند بر ديگرى مسلط شوند ( داستان گربه سر تغار كشتن ) . وظيفهء قانون و اخلاق اين است كه با حس خودخواهى هريك مبارزه كند و آنها را به اينكه برابر باشند قانع كند . واى به حال مردم اگر اخلاق و قانون نيز به كمك حس خودخواهى يك طرف بيايد و بخواهد ديگرى را قانع و راضى كند كه به ضعف و زيردستى تن دهد . قانون اسلام در مورد حقوق مرد و زن چنين كارى كرده است . اين است تقرير كامل اشكال . حق حكومت مرد بر زن : اما جواب : درست است كه انسان خودخواه است و هركسى مايل است شركاى خود را در زندگى تحت نفوذ و سلطهء خود قرار دهد . هم درست است كه مرد و زن نيز طبعاً شديداً هركدام مايلند ديگرى را تحت نفوذ و طاعت خود قرار دهند . اما در اينجا رمزى هست كه به موجب آن رمز حس تسلط مرد بر زن و حس تسلط زن بر مرد ، نوع تأثيرشان با حس تسلط مرد بر مرد و زن بر زن تفاوت